|
 
خيز تا بر كلك آن نقاش جان افشان كنيم
كاين همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
قهوه
خانه در طول
تاريخ 400 ساله ي خود
جایگاه و نقش هاي گوناگوني مطابق با اوضاع اجتماعي
و اقتصادي زمان داشته است.
در قديم مردم ايران به
دو اصل مهم پرورشي: يكي پرورش تن و ديگري پرورش جان و روان بسيار اهميت
مي
دادند. نيرومندي تن و
روان و به كار گرفتن رفتار و اخلاق پهلواني در عرصه
ي زندگي مادي و
معنوي نزد توده
ي مردم كوچه و بازار
ارج و منزلت والايي داشت. پس از متداول شدن قهوه خانه در ميان مردم،
زورخانه - كه نهادي مقدس براي پروردن تن و اندام و نيرومند كردن انديشه
و اخلاق بود
–
به همراه قهوه
خانه دو نهاد پيوسته
نزديك به هم در راه تقويت روحيه
ي ملي و مذهبي
مردم در جامعه را شكل دادند.
فضاي زورخانه و قهوه
خانه از هواي
عطر آگين و نيرو بخش خصلتهاي پهلواني و سلحشوري و اخلاق و رفتار
جوانمردي و ايثارگري آكنده بود.
در و ديوار ساختمان هر
دو با نقش و نگارهايي از پيكرهي پهلوانان اساطيري و حماسي و ملي و
مذهبي و صورت شاهان افسانه اي و تاريخي و پهلوانان و جوانمردان جامعه
پوشيده بود. مرشد زورخانه پيمانه
هاي شعرش را از
چشمه فياض شاهنامه و مهر شاه مردان امير مؤمنان علي
–عليه
السلام –
پر مي كرد، و به پهلوانان مي نوشانيد.
نقال قهوه
خانه نيز مرشدي
بود كه حلقه نشينان مشتاقي را با آب پاك و زلال همين چشمه هاي زيبايي و
زايا يعني داستانهاي حماسي ، ملي و مذهبي شستشو مي
داد، و انديشه
را با داستان نبردهاي رستم دستان با پهلواناني چون اسفنديار و سهراب و
جنگهاي امير مؤمنان با اهريمنان دين و مذهب مي
پروراند. اين
گونه بود كه قهوه
خانه ها به صورت يك
نهاد اجتماعي و فرهنگي در آمدند و مكتب و مدرسه اي شدند براي پرورش
استعدادهاي ادبي و هنري و آموزش و فرهنگ و ادب سنتي به عامه مردم
جامعه. در نهاد قهوه
خانه دو مكتب مهم از
هنر كلامي (نقالي) و تجسمي (نقاشي
–
نقاشي قهوه
خانه اي) رشد و
بالندگي يافت و در هريك از اين هنرها هنرمندان بزرگي تربيت شدند.
*منبع:
قهوه
خانه
هاي
ايران، نوشته
ي
علي بلوكباشي، تهران، دفتر پژوهش
هاي
فرهنگي، 1375
هر كو نكند فهمي زين كلك خيال انگيز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چين باشد
نقاشهاي قهوه
خانه به يك
نوع نقاشي ذهني و خيالي متكي بر احساس و برداشتهاي هنرمند از
درونمايه
هاي داستانهاي حماسي و
ملي ايرانيان و داستانهاي مذهبي و وقايع تاريخي روز عاشورا در صحراي
كربلا است.
اين هنرمندان نقاش در
تجسم احساس و طرز نگارگري و تصويرپردازي قيد و بند هايي را نيز به كار
مي
بردند. قيد و بند اين
نقاشان در نقشپردازيها پاسخ به خواست توده
ي مردم و
پاسداري از الگوهاي رفتاري و نظامهاي ديني و عقيدتي مردم در جامعه
سنتي بوده كه در آن زندگي كرده و مي
كنند. دوره
رونق و شكوفايي اين هنر نقاشي عامه در قاجاريه به ويژه سالهاي آخر
سلطنت و در قهوه
خانه
هاي شهرهاي
بزرگ بوده است. از اين رو اين شيوه نقاشي به
نقاشي قهوه
خانه
معروف شده است.
اكثر نقاشان اين مكتب در خدمت قهوه
خانهدارها
بودند و به سفارش آنان نقاشي مي
كردند. آثار
اين هنرمندان از لحاظ موضوع كلي ميتوان به دو دسته نقاشي هاي مذهبي و
نقاشي هاي غير مذهبي تقسيم كرد.
نقاشي هاي مذهبي
مجموعه
اي از چهره هاي
پيشوايان و بزرگان دين و مذهب و صحنه هايي از جنگها و نبردهاي معروف
پيامبر اسلام حضرت محمد
–
صلي الله عليه و آله
–
و حضرت امير المؤمنين علي
–
عليه السلام
–
و وقايع كربلا را در بر ميگيرد. نقاشي هاي غير مذهبي مجموعه اي بزرگ
از داستانهاي رزمي و بزمي ايراني را شامل مي شود كه حاوي رخدادهاي
افسانه اي و حماسي و تاريخي و چهره هايي از شاهان و قهرمانان شاهنامه و
صحنه هايي از ميدانهاي نبرد و عرصه هاي عشق ورزي و دلدادگي قهرمانان و
بزمگاه هاي پادشاهان است.
پيشكسوتان نامدار
نقاشي قهوه
خانهاي دو نقاش به
نامهاي استاد حسين قولر آقاسي
–
آغاسي هم نوشته ميشود
–
فرزند استاد عليرضا، نقش انداز روي كاشي و پارچه، و محمد مدبر بوده
است. پس از ايشان شاگردانشان مانند فتح الله قولر آقاسي
–
پسر خواندهي حسين قولر آقاسي
–
و عباس بلوكي فر و حسن اسماعيل زاده و حسين همداني ( و شاگردان اين
گروه نقاش، سبك و شيوه كار اين دو استاد را در نقاشيهاي مذهبي و غير
مذهبي روي پرده بوم ادامه داده و زنده نگه داشته اند.
|