.

هنرهای تجسمی

 

مردان خیالی نگار

 

یکی از شیوه های نقاشی که در صحنه هنر معاصر ایران بروز کرد «نقاشی قهوه خانه ای»

نام دارد و آن اصطلاحی است که به نقاشی عامیانه ایران در سده حاضر اطلاق می شود . نقاشی قهوه خانه ای ، که برخی آنرا در ردیف نقاشی های نائیف جای میدهند ، نمایی است ساده از بعضی اعتقادات و فرهنگ توده قوم ایرانی . «نقاشی قهوه خانه ای» عنوان آثاری است که در پس از نهضت مشروطه در ایران به ظهور رسیده اند . البته برخی عنوان «نقاشی خیالی» یا «خیال گری» یا «خیالی نگاری» را برای این شیوه نقاشی مناسب تر می دانند . زیرا اساس کار نقاشان این گرایش را نقاشی کردن بصورت خیالی تعبیر را از نقل قولهای حسین قوللر آغاسی و حسین مدبر ، دو تن از بنیانگزاران واقعی نقاشی قهوه خانه ای ، استخراج نموده اند (1). با این همه عناوین خیالی نگاری یا غلط سازی ، عناوینی جا افتاده برای این نوع نقاشی بنظر نمی رسد به همین خاطر ، عموماً از آن با همان عنوان نقاشی قهوه خانه ای نام می برند .

در حقیقت ، شاید بدون ابتکار ساده و ناآگاهانه صاحبان قهوه خانه ها (خانه های چای ، چایخانه ها ) ، نقاشی هرگز کاخها را ترک نکرده ، بر پهنه بوم ننشسته و به میان مردم عادی راه نمی یافت . در قهوه خانه های آنروز ، «نقال» داستانهای حماسی و رزمی شاهنامه فردوسی را با آب و تاب نقل می نمود داستانهای پهلوانان نیمه اساطیری ایران ؛ تولد ، زندگی ، عشقها ، نبردها و مرگ اغلب تراژدیشان نیاز به آفرینش تصاویری بمنظور هر چه بهتر نمایاندن آنچه نقال نقل می کرد ، کم کم باعث تولد قهرمانهای مردمی بر پهنه بومهای وسیع و تابلوهای گوناگون حماسی و مذهبی گردید که چنانچه اشاره شد . برخی این نوع نقاشیها را ، در ردیف نقاشیهای نائیف جای می دهند .

در همین رابطه ، عامل مهم دیگری نیز در بوجود آمدن و گسترش « نقاشی قهوه خانه ای » وجود داشت و آن آغاز نهضت مشروطه و جنبش آزادی خواهی بود . گرچه نقشهایی که از داستانهای شاهنامه از ابتدای دوره قاجار تا آغاز جنبش آزادی خواهی تصویر می شد به نقاشی قهوه خانه ای نزدیک بود ولی هنوز روح حماسه در آنها تجلی نداشت . ایران در آستانه انقلاب بود . جنبش آزادی خواهی ،  پس از قرنها ستمگری و ستمبری و حقارت و سکون ، سراسر کشور را فرا گرفت . معمولا در چنین وضعی ، هنر به تندی شکل و سبک عوض می کند تا به اندیشه نو و آئین نو هماهنگ شود ؛ ولی چون بوجود آمدن قالبی نو که قابل تطبیق باشد با جنبش آزادی خواهی مردمی که به شیوه های مترقی اجتماعی جهان آشنایی درستی نداشتند ، بزودی امکان نداشت ، به ناگزیر آرمانهای ملی ارائه شد . نقشهایی که از داستانهای شاهنامه ، در گرماگرم مشروطه خواهی بوجود آمد ، برای اولین بار در تاریخ نقاشی ایران ، نه برای رضایت اشرافیت و زینت کاخها و تالار و صفحات کتابها ساخته می شد و نه برای نقاش آزمائی و تفنن ، بلکه سعی می نمود تا به فرهنگ توده مردم نزدیک شود (2).

یکی از مهمترین و آشکارترین انگیزه های پدید آمدن نقشهای حماسی و مذهبی رواج روزافزون نقالی و شاهنامه در قهوه خانه های رو به افزایش پایتخت (تهران) بود . قهوه خانه مکانی بود که از هر تیپ و طبقه ـ حتی بازماندگان اشرافیت ـ به آنجا می رفتند و چای می نوشیدند و آنچه نقال نقل می کرد ، گوش می دادند . در آن روزگار ، قهوه خانه نبض زندگی اغلب ایرانی های شهرنشین در بیرون از خانه بود .

در بیشتر قهوه خانه هائی که برو بیائی داشتند ، نقالی خوش بیان ، با صدائی بم و زنگ دار ، داستانهایی از شاهنامه را با شاخ و برگ نقل می کرد . نقاشان قهوه خانه ای پاتوق روز و شب هایشان بود ، از مشتریان و نقالها ، از روی داستانهایی که می شنیدند تابلوهایی بوجود می آورند و بدینسان دیوار قهوه خانه ها را از تابلوهای مذهبی ، رزمی و بزمی می پوشاندند . قهوه چیها اولین سفارش دهندگان تابلوهای قهوه خانه ای بودند و از میان آنها چند نفری نیز که علاقمندتر بودند و اقبال روزافزون مردم به این جور تابلوها به وجدشان آورده بود ، به نقاشان تابلوهایی را با اجرت ناچیز سفارش می دادند و بهترین آنها را خود بر می داشتند و باقی را به قیمت نسبتاً خوبی می فروختند . بجز قهوه چیها ، دلالان هم پیدا  شدند که کارشان خرید و فروش تابلوهای قهوه خانه ای بود . این شیوه آخر ، کما و بیش تاکنون نیز ادامه دارد .

در مورد پیدایش نقاشی قهوه خانه ای و ویژگیهای آن ،استاد عباس بلوکی فر معتقد است : « در اواخر دوره قاجاریه ، شخصی به نام علیرضا قوللر آغاسی برای اولین بار هنر نقاشی را از صورت درباری ، و هنری که تنها در اختیار افراد مرفه جامعه بود ، در آورد و آن را با پیاده کردن بر روی بوم و وارد کردن آن به محیط هایی چون قهوه خانه و حسینیه ها ، یعنی جایی که آدمها با سادگی و صفا به این اماکن می آیند ، وارد کرد . این نقاشی ویژگیهای کاملاً ایرانی دارد و مستقیماً از ذهن نقاش ایرانی ، بدون استفاده از مضامین خارجی و با تکنیک خاص خود که عدم پرداخت و توجه دقیق به آناتومی و پرسپکتیو است ، نشات می گیرد. (3) »

اثار هنرمندانی که در قلمرو نقاشی قهوه خانه ای فعالیت کردند به سرعت تمام اماکن عمومی ، بازارها و همه فضاهائی را که تجمع و رفت و آمد در آن صورت می گرفت ، فرا گرفت . در این پرده ها ، نوعی نقاشی دو بعدی که با کادری عکس گونه ارائه شده از طریق بیانی اکسپرسیونیستی که نوعی سمبولیسم و سورئالیسم خاص آمیخته بود چهره می گشود(4) . اما به تعبیری ، نقاشی قهوه خانه ای ادامه منطقی نقاشی قرن سیزدهم ایران است ، نقاشی ای که ترکیبی از جهان دو بعدی و سه بعدی ، جهان تخیل و واقعیت و عینیت ، و جهان ایرانی و غیر ایرانی است ؛ با این تفاوت که هنر از شکل درباری و تزئینی خود به شکلی عامیانه و مردمی و کاربردی در آمده است . در همین راست ست که می بینیم از یکسو ساختار نقاشی قهوه خانه ای از ساختاری خام تر و ساده تر برخوردار شده و از سوی دیگر به نقاشی روایتی تبدیل شده است ، روایت یک ـ یا چند ـ قصه . و در راستای همین مورد آخر یعنی جنبه روایتگری آن است که می بینیم تخیلی تر گشته است .

نقاشی قهوه خانه ای از متن زندگی مردم شکل گرفت و بر اعتقادات و سنت های مردم کوچه و بازار  استوار شد . نقاشان قهوه خانه ای ، با فرهنگ و روش آکادمیک نقاشی آشنایی نداشتند ، و نقاشی را در مکتب استاد نیاموخته بودند . « تنها عاملی که آنان را به بوم و رنگ و قلم مو پیوند می داد ، احساسات و جوشش درونی آنها بود که در قالب رنگها و نقشها جلوه می کرد (5)» . نقاشی قهوه خانه ای ، از حماسه های باستانی و ملی ، و مهم تر از آن ، از اعتقادات مذهبی سرچشمه می گرفت . نقاشان قهوه خانه ای عناصری را برای تصویرگری بر می گزیدند که با محیط و خلق و خوی مردم کوچه و بازار سازگار باشد . « چرا که خود آنان نیز در همان محیط زندگی می کردند و از طبقه فرودست جامعه بودند و کارشان به خلق و خوی و افکار و عقاید مردم ، نزدیک بود . (6) » مشتریان نقاشان قهوه خانه ای ، صاحبان قهوه خانه هائی بودند که در آنها سخنوران نقالی می کردند . بدینسان نیز نقاشان قهوه خانه ای تنها از راه تصویرگری ، اجاق زندگی ساده خود را روشن می کردند .

در آن روزگار ، نقاشی قهوه خانه ای ، تنها از نظر «مضمون» ارزشیابی می شد و مردم کاری به فرمها و رنگها ـ و تکنیک اجرا ـ نداشتند . تابلو به دیوار قهوه خانه نصب می شد ، و هیچ کس درباره اهمیت رنگها و نقشها و مهارتی که در تصویر تابلو بکار گرفته شده بود ، سخن نمی گفت . تنها ، موضوع تابلوها نظرها را جلب می کرد . موضوع غالب این آثار یا حماسی و پهلوانی بود یا مذهبی . منبع اصلی آثار پهلوانی و حماسی ، «شاهنامه» ، شاهکار شاعر بزرگ حماسه سرای ایران ، فردوسی ، بود . در قهوه خانه ها ، نقالان این اشعار را با صدای خوش و تاثیر گذار می خواندند و مردم سرا پا گوش و لحظه به لحظه داستان را دنبال می نمودند . شاهنامه را مردم باور داشتند ، برای آنان حماسه شاهنامه با واقعیت آمیخته بود . آنها از زخم برداشتن پهلوانان نامی در میدان جنگ ، دچار ترس و وحشت و غم می شدند ، در این جا بود که ، کلام نقال به شعر می آمیخت و رنگ و احساس یاس و ناامیدی و افسوس به خود می گرفت . نقال ، با احساسات و عواطف مردم رابطه ای نزدیک داشت . همین رابطه از طریق نقالی به «نقاش قهوه خانه» منتقل می شد و توده های مردم نیز به آسانی آنچه را که در زیر دستهای نقاش خلق شده بود می پذیرفتند . نقال هنگامی که از رستم ، افسانه ای ترین پهلوان و قهرمان ایرانی ، سخن می گفت ، به تابلو اشاره می کرد و مردم تصویر رستم را روی پرده نقاشی می دیدند و در انطباق با گفته های نقال ، رستم را نزدیکتر به خود احساس می کردند .

بیش از آنکه نقاشی قهوه خانه ای رونق گرفته و به قهوه خانه ها راه یابد ، هر کس که به سخن نقال گوش می داد ، رستم را در ذهن خود ، با دریافت های شخصی خویش ، تصور می کرد . اما بعد از ظهور نقاشی قهوه خانه ای ، این تصور به صورت واقعیتی قابل لمس درآمد و قهرمانان شاهنامه ، قهرمانان آشنای مردم شدند ،حتی از نظر چهره و ظاهر اندام .

چنین شد که حتی قهرمانان مشخصات ویژه ای در آثار نقاشی پیدا کردند که کما بیش تا امروز حفظ شده اند . به هر حال شاید یکی از ویژگیهای نقاشان قهوه خانه ای ، همین برگردان تاریخ و حماسه به «عینیت» است . زیرا ، برای مردمی که به قهوه خانه ها می رفتند مضمون تابلو ها اهمیت داشت و به فرم و رنگ و ساختار تجسمی اثر ، چندان کاری نداشتند آنان می خواستند تصورات خود را در محدوده تابلو ، لمس کنند . و در این میان آنچه می توانست برای نقاشان قهوه خانه ای نیز مهم باشد سبک و مکتب و تکنیک بود . زیرا مهم روایت کردن بود : « در این نوع نقاشی ، مکتب مهم نبود . مسئله مهم برای این نقاشان ، بیان داستان بود . روش و سبک و سیاق و تکنیک ، در حقیقت ابزاری بود برای ارائه هرچه بهتر داستان . بیان تصویری قصه ای که قرار بود نقل شود مهمترین هدف اثر و نقاش محسوب می شد . (7) »

ساختار آثار قهوه خانه ای ، اگر چه با توجه به تاثیر و تاثرات و کشش نقاشی ناتورالیستی غرب و بکارگیری نوعی حجم سازی ، پرسپکتیو و ... اجرا شده و می شوند اما موضوع و محتوای سنتی و ملی و مذهبی به همراه شگردهای ساده و صمیمی ، ترکیبات ابتکاری و بکارگیری عناصر سمبلیک ، این آثار را در ردیف آثار سنتی ایران قرار می دهد .

نقاشی قهوه خانه ای به لحاظ محتوا به سه دسته اصلی تقسیم می شود که شامل موضوعات مذهبی ، رزمی و بزمی است که بیشترین آثار مربوط به دو مورد نخست هستند . از میان موضوعات مذهبی دیگر زندگی امام حسین (ع) ، و واقعه جانسوز «کربلا» که در جریان آن امام (ع) و خانواده و یارانش شهید می شوند موضوعی است که اغلب نقاشان حماسه ساز مذهبی قهوه خانه ای به آن پرداخته اند .

از میان آثاری که موضوع آنها ، رزمی است و از «شاهنامه» فردوسی شاعر قرن پنجم گرفته می شوند بی شک شرح زندگی و قهرمانی های رستم ، پهلوان پهلوانان افسانه ای ایران ، بیشتر از همه مورد توجه نقاشان قهوه خانه ای و در حقیقت مردم و سفارش دهندگان و دلالان این نوع نقاشیها قرار گرفت که از آن میان نبرد رستم و پسرش سهراب از همه بیشتر بتصویر درآمده است . تراژدی نبرد رستم و سهراب ، که سرانجام به مرگ تلخ و غمناک سهراب بدست پدر می انجامد ، شیرین ترین ، داستانهای شاهنامه است که اغلب نقاشان ، صحنه کشته شدن سهراب بدست پدر ، در حالیکه رستم بالای جسد وی به مویه کنان مشغول است را ترسیم کرده اند .

دسته سوم آثار ، تابلوهائی هستند که یا دارای تم رمانتیک اند مانند قصه یوسف و زلیخا ، لیلی و مجنون و ... ، و یا شامل موضوعات متفرقه هستند مانند : تصاویر دروایش با کشکول و تبرزین و ... ، زنان نوازنده ، زنان بزم آرا و صراحی در دست ، مجالس رقص ، شکار و ...

در هر سه مورد ، نقاشان قهوه خانه ای آثاری آفریده اند که گاه چندان با واقعیت داستان مورد نظر سازگار نیست : نقاش ، بنا به ذوق و سلیقه خویش ، چیزهایی به آن افزوده یا حذف کرده است . گاه ممکن است برای یک داستان چند تصویر مختلف که نشانگر لحظات گوناگون در زمانهای مختلف و یا در زمانهای موازی در همان داستان باشد ساخته شود . بدینسان ممکن است که صحنه های مختلفی که از نظر زمانی ارتباطی با یکدیگر ندارند در کنار هم در یک تابلو آورده شود . علاوه بر این تابلو های بسیاری نیز ساخته می شوند که فقط یک صحنه از اوج داستان مذکور را بیان می کنند .

از نخستین ویژگیهای نقاشی قهوه خانه ای ، اصالت در چهره سازی آن است به طوری که حتی در پرداخت صحنه های شلوغ و پر پرسوناژ نیز ، تکیه نقاش را بر چهره ها به آسانی می توان دریافت و معمولا این ترکیبات بدون چهره ها هیچ ندارند . کوچک و بزرگ نمودن پرسوناژها و زشت و زیبا کردن چهره ها بر اساس مقبولیت یا منفور بودن آنها ، از دیگر ویژگیهای این پرده هاست  .

در اکثر نقاشیهای قهوه خانه ای ، خصوصا آنها که دارای موضوعات رزمی ـ حماسی و مذهبی هستند ، نقاش در کنار پرسوناژهای مهم در تابلوها نام آنها را می آورد . گاهی نیز موضوع تابلوها و یا بخشی از شعر و داستانی که تصویر بر اساس آن اجرا شده را نیز در گوشه ای از تابلو می نویسند . برخی اوقات  در کنار امضا هنرمند و یا در گوشه ای دیگر – نام سفارش دهنده نیز ذکر شده است ؛ مثلا در گوشه ای از تابلو می خوانیم : فرمایش آقا احمد میر اشرف (نام سفارش دهنده) . رقم قوللر آغاسی . 1331 .

در تابلوهای قهوه خانه ای ، طبیعت سازی و عناصر طبیعی جائی ندارند و اصولا ، نقشها اعم از انسان ، اسب  ، اشیاء و یا هر عنصر دیگر ، قبل از آنکه خود به تنهائی گویای مطلبی باشند ، جزئی از موضوعی هستند که در میان مجموعه عناصر ، بیننده تابلوها را به دریافت موضوع اصلی وا می دارند . نقاشی قهوه خانه ای نقاشی است خیالی و ذهنی ، و به هیچ وجه در قید تناسبات طبیعی و واقعی نیست . خیالی بودن این نقاشی ، امکان درهم ریختن قواعد طبیعی جهت بیان آنچه مورد نظر هنرمند می باشد را به وی می دهد . در این نقشهای خیالی ، که در آنها ، اندازه ها ، تناسبات و معیارهای طبیعی بهم می ریزد ، بقول عباس بلوکی فر ، یکی از نقاشان بزرگ قهوه خانه ای ، ناگزیر باید ردپائی از خیال داشته باشد(8) و حتی ممکن است به ترکیب نمایش فرم ها و عناصری منجر شود که به ارائه صحنه ای به اصطلاح «غلط» بیانجامد ، چیزی که خود نقاشان از آن به «غلط سازی» یاد می کنند . چنانچه حسین قوللر آغاسی ، بزرگترین نقاش قهوه خانه ای ، به عقیده بسیاری ، گفته بود : « وقتی که«غلط سازی» منظور را بهتر می کند چه بهتر که غلط سازی کنیم . (9) » و یا « ... غلط سازی ، اساس خیالی نگاری است . نقاش خیالی ساز تا آنجا که می تواند باید از واقع گرایی بدور باشد (10) . » .

نقاشیهای قهوه خانه ای از همان ابتدا با رنگ  و روغن بر روی بوم و در قطع بزرگ اجرا می شده و هنوز می شوند . البته آثار متعددی نیز توسط نقاشان قهوه خانه ای بصورت نقاشی دیواری در منازل شخصی و یا برخی اماکن عمومی انجام یافته است . استفاده از رنگ و روغن برای ایجاد فضای مورد نظر و القاء نوعی اتمسفر و پرسپکنیو ، مناسب به نظر می آمده است . البته  ، در آثار قهوه خانه ای ، پرسپکتیو و عمق نمایی بیشتر به صورت حسی و نه علمی بکار برده می شوند . در این آثار ، سایه روشن ، شکل خاصی ندارد . چهره ها نیز عموما روشن و بدون سایه هستند . پیدا نیست که بر آدمها و اشیاء از کدام سو نور می آید تا در خط امتداد آن سایه هایی بوجود آید . به همین جهت ممکن است عناصر موجود در تابلو دارای نور و در نتیجه نیم سایه هائی باشند که از جهات مختلف بر آنها تابیده اند . اما در هر حال با وجود سایه روشن و حجم پردازی نسبی ، در اغلب آثار ، خطوط کناره نما (کنتور) بکار برده می شود . در این میان البته برخی از آثار  محمد مدبر و کسانی که بیشتر از وی در غالب آثارش ، از کنتور استفاده نمی کرد و عقیده داشت که کشیدن کنتور نشانه ضعف رنگ آمیزی و ناتوانی نقاشش است (11) . در مجموع می توان گفت که نقاشی قهوه خانه ای ، نقاشی است دو بعدی و در عین حال سه بعدی . نقوش تزئینی در آثار قهوه خانه ای بسیار ساده و کم کار هستند . در مورد رنگها بطور کلی می توان گفت که رنگهای بکار برده شده در آثار قهوه خانه ای محدود و غالباً مشخص هستند که در میان ، رنگهای سبز و قرمز جایگاه بیشتر و مهم تری دارند .

اگرچه در برخی از آثار قهوه خانه ای ، به مقتضای موضوع ، صحنه ای از طبیعت را می بینیم اما بقول یکی از محققین ، نقاشان قهوه خانه ای طبیعت سازی در متن صحنه های رزمی را دوست ندارند . از نظر آنها ، « انسان ، بویژه انسان قهرمان ، گرچه جزئی از طبیعت است ، اما جزئی است ارزنده و شایسته آنکه خود نقطه عطف و گاهی همه چیز تابلو باشد . اوست که به طبیعت معنی می دهد و مسیر تاریخ جهان را معین می کند (12) . » البته نقاشانی مثل مدبر ، اسماعیل آرتیست و حاج حسن اسماعیل زاده به طبیعت سازی دست زده است و خود را آزموده اند ، اگر چه برخی معتقدند این هنرمندان موفق نشده اند که میان پهلوانان این گونه تابلوها ، با کوه و دشت و آبشار ، پیوندی درونی برقرار کنند . شاید به این دلیل که برای بیننده ایرانی ، پهلوانان زیر آفتاب داغ و در پهنه دشتهای بی کرانه حضور داشته اند و تصویر انبوه لشکریان غبار گرفته نیز در پس پهلوانان میان میدان ، زیباتر و پر معنی تر از مثلا انبوه درختان در افق صحنه رزم بوده است .

در مورد پهلوانان باید گفت که آنها ف اغلب نیمی از فضای تابلوهای خالی از پیرایه را گرفته اند . اشغال بیشتر فضای تابلو توسط تصویر پهلوان را دلیل علاقه نقاشهای قهوه خانه ای به شخصیت قهرمانان افسانه های ایران می دانند . (13)

بعضی از نقاشان قهوه خانه ای تابلوهایشان را چه رزمی ، چه مذهبی ـ به هر ترتیبی که بود ـ پر می کردند از در و پنجره و فرش ، نقش سلیمی و پرده های گلدار و ... برخی دیگر ، اهمیت نمی دانند به اینکه تابلوهایشان پر باشد یا نباشد ، تصویر را به حکم ضرورت می ساختند چنانچه مثلا در یک تابلوی نبرد دو پهلوان یا دو لشکر  ، تابلو پر است از آدم و سلاح و اسب و سپاه ...

درباره زندگینامه نقاشان قهوه خانه ای اطلاعات چندانی در دست نیست . آنچه از نام و نشان آنها می دانیم بسیار ناقص است ، و اغلب چیزهائی است که از طریق شاگردان آنها نقل شده است و می شود ـ که غالبا هم درباره صفات اخلاقی آنهاست نه زندگی و کارشان . مهمترین نقاشانی که تقریبا از اوایل سده چهاردهم تا به امروز داستانهای رزم و بزم شاهنامه  حماسی ـ مذهبی و همچنین موضوعات رمانتیک را تصویر کرده اند عبارتند از : سید رسول امامی  ، علیرضا قوللر آغاسی ، حسین قوللر آغاسی (فرزند علیرضا) که در سال 1345 در گذشت ، محمد مدبر ( مرگ در سال 1346) ،محمد رحمانی (در اواخر دهه بیست دست از نقاشی کشید) ، استاد غدیر ، محمد صانعی ( که او هم در حوالی دهه بیست دست از نقاشی کشید) ، میرزا حسن ، عباس بلوکی فر(شاگرد حسین قوللر آغاسی) ، فتح الله آغاسی ( پسر خوانده حسین قوللر) ، حسن اسماعیل زاده «چلیپا» ( شاگرد محمد مدبر و حسین قوللر) ، علی طاهر (فوت شده) ، حسین طاهر ، حاج محمد اسماعیل آرتیست ، میرزا اسکندر (اسکندر سبز) ، علی همدانی ، حسین همدانی (متولد 1305- همدان ، پسر علی همدانی  ، علاوه بر پدرش از حسین قوللر آغاسی و محمد مدبر نیز چیزهای بسیاری آموخت) ، محمد درویش ( «محمد بچه درویش» ، که بیشتر، تابلوهای دراویش را کار می کرد . مدتی هم شاگرد قوللر آغاسی بوده است) ، محمد حمیدی (محمد بربر) ، اسماعیل کیانی (معروف به آلباتانی) ، حسین منفردی(فوت شده) ، مهدی عبدالصالحی (نوه دختری قوللر اغاسی ، که نقاشی را از کودکی نزد وی آموخت و در جوانی از دنیا رفت) ، یدالله عدالت جو (1363 - 1300) ، امیر حسین قائم مقامی . از میان استادانی که در قید حیات نیستند حسین قوللر آغاسی و محمد مدبر ، و از آنان که در قید حیات هستند عباس بلوکی فر ، حاج حسن اسماعیل زاده و حسین همدانی را چیره دست تر می دانند .

چنانچه اشاره شد درباره نقاشان قهوه خانه ای اطلاع زیادی در دست نیست . تاریخ تولد و حتی مرگ غالب آنها معلوم نیست و در مورد برخی نیز که تاریخی برای تولد یا مرگ آنها ذکر شده ، در مورد درستی آن تردید وجود دارد . حتی به نقاشانی مثل میرزا حسن(حسن شله ) یا حاج محمد بر می خوریم که فقط نام کوچک آنها وجود دارد و نام خانوادگی شان نا معلوم است . در میان نخستین نقاشان قهوه خانه ای به نام سید رسول امامی ، و علیرضا قوللر آغاسی بر می خوریم ، از زندگی و آثار امامی هیچ اطلاعی در دست نیست . علیرضا قوللر آغاسی (معروف به نقاش باشی) را از نخستین پیشگامان نقاشی قهوه خانه ای می دانند . وی در کارگاه نقاشی کوچکی که در خیابان باب همایون در تهران داشته ، بر روی قلمدان و کاشی نقاشی می کرده و برای شاهنامه های چاپ سنگی آن زمان تصاویری می ساخته است . با پیاده کردن نقاشی به روی بوم و تغییر مضامین آن به خلق نخستین نقاشی های قهوه خانه ای دست زد . پس از او  پسرش حسین قوللر آغاسی و محمد مدبر که هر دو از شاگردان وی بودند با تلاش بی وقفه و ادامه راهش ، و متحول کردن روش او موجب شکل گیری جریان نقاشی قهوه خانه ای ـ یا چنانچه برخی می گویند ، « مکتب قهوه خانه» ـ  در هنرهای تجسمی معاصر ایران شدند . حسین قوللر آغاسی و مدبر ، در طول عمر خود ، به تعلیم شاگردان بسیاری پرداختند که برخی از آنها بعنوان هنرمندان مشهور این گرایش شناخته شده اند .

نقاشی قهوه خانه ای با نام حسین قوللر آغاسی پیوندی ناگسستنی دارد، «مردی که همه عشقش نقاش کردن بود ، مردی که تا پایان عمر در قهوه خانه ها ، بوم ها را نقش کرد و سرانجام در نهایت فقر و درماندگی خاموش شد. (14) » اگر چه بعد ها تابلوهایش در شمار گرانبها ترین تابلوهای قهوه خانه در آمدند .

 محمد مدبر ، یار همراه و همگام حسین قوللر آغاسی بود که یکسال پس از مرگ وی (در سال1345) در گذشت .مدبر بیشتر موضوعات خود را مضامین مذهبی خصوصا واقعه کربلا و شهادت حضرت امام حسین(ع) انتخاب می نمود از این رو به «نقاش عاشورا» معروف شد .

او نیز مانند قوللر آغاسی ـ و همه نقاشان قهوه خانه های ـ در فقر و تنگدستی کامل از دنیا رفت . با این همه ، استادان بزرگ نقاشی قهوه خانه ای ، از خود دو ارثیه گرانبها باقی گذاشتند : آثارشان (که غالباً پراکنده شده اند و از سرنوشت آنها خبری در دست نیست) و شاگردانشان (که ادامه دهندگان شیوه آنانند).

یکی از معروفترین شاگردان حسین قوللر آغاسی ، عباس بلوکی فر می باشد . از قوللر آغاسی نقل شده است که «کارهای بلوکی فر ، مخلوطی از ذوق من و محمد مدبر است ، قسمت سوم هم استعداد خودش است که مرتبه کارش را بالا می برد (15) . بلوکی فر  ،با آنکه هیچوقت از قاعده این نقاشی خارج نشده است اما ریزه کاریهائی در کارش دیده می شود که کمتر نقاش قهوه خانه ای به انجام آن مبادرت نموده است .

معروفترین شاگرد محمد مدبر ، حاج حسن اسماعیل زاده «چلیپا» (متولد 1301 زنجان) می باشد که مدت 14 سال با وی کار نمود (16) . علیرغم اینکه اسماعیل زاده آثار متعددی با موضوعات حماسی دارد اما او را بیشتر به عنوان نقاشی با مضامین مذهبی می شناسند . استاد اسماعیل زاده بر علاقمندی عمیقش به این تم و این مضامین تاکید می کند (17) .

در میان نقاشان قهوه خانه ای  ، تنها نام یک زن نقاش به چشم می خورد : اکرم خطیبی . وی ، نقاشی قهوه خانه ای را از حسین همدانی فرا گرفته است (18) . خطیبی در ابتدا ، نزد استاد محمد علی دولتشاهی مینیاتور را فرا گرفت اما رفته رفته به سنتها و نقشهای ایرانی موجود در نقاشی قهوه خانه ای علاقمند شد . از ویژگیهای کارهای وی ، استفاده از فرم های آبستره در کنار فیگورهای سنتی است . خودش در این مورد می گوید : «همه سعی من بر این بوده که نوعی خلاقیت و نوآوری در آثارم به وجود بیاورم از اینرو به تلفیق نقاشی سنتی قهوه خانه ای  و آبستره دست زده ام . به تعبیری پایه گذار سبک سنتی ـ آبستره هستم (19) . »

نقاشی قهوه خانه ای در دهه آخر سده سیزدهم و اوایل سده چهاردهم رونق زیادی داشت و در کنار نقاشی کمال الملک  و شاگردانش ، و مینیاتور می زیست اما از آغاز دهه بیست به این سو ، با آغاز گرایشات هنر مدرن در ایران ، بتدریج از گرمی بازار آن کاسته شد . در این میانه ، جز اندکی علاقمند که گهگاه سفارشاتی به چند نقاش باقیمانده از این هنر مردمی می دادند نه خبری از استقلال از آن بود ، نه حامی و نه نقاشی جدی وجود داشت . این در حالی است که علاوه بر نقاشی ناتورالیستی است غربی و گرایشات گوناگون نقاشی مدرن ، نقاشی سنتی ایران (مینیاتور) ـ اگرچه به اندازه چند واحد درسی ـ در هر حال مراکز آموزشی برای خود جایی داشت ، اما نقاشی قهوه خانه ای تقریبا به فراموشی سپرده شده بود . این وضع تا دهه پنجاه که جامعه روشنفکر و هنرمندان مدر نیست  علاقمندی خود را به ظواهر هنرهای سنتی ایران نشان دادند ادامه داشت .دهه پنجاه ، به تعبیری دهه باز یافتن نقاشی و نقاشان گمنام قهوه خانه ای بود ، اگرچه کمی پیش تر از آن ، یکی دو تن از نقاشان ـ همچون مارکو گریگوریان ـ به زیبائیهای نهفته در نقاشی قهوه خانه ای توجه کرده بودند . به هر حال در دهه پنجاه ، علاوه بر موزه گلستان ، برخی از گالری های شخصی ـ نظیر مس و سیحون ـ در زمینه معرفی این نقاشی دست به فعالیت هائی زدند . ظاهراً مهمترین فعالیت در زمینه نقاشی و نقاشان قهوه خانه ای مربوط به سال 1355 می شود : در این سال ، به دنبال تاسیس موزه هنرهای معاصر تهران و جمع آوری و خرید تعدادی از آثار نقاشی قهوه خانه ای توسط دفتر مخصوص جهت نگهداری در این موزه ، نمایشگاه بزرگی از آثار نقاشان قهوه خانه ای در «خانه ایران» در پاریس برگزار گردید . بیشترین آثار این نمایشگاه مربوط به قوللر آغاسی ، محمد مدبر و حسین همدانی بود .

نقاشی قهوه خانه ای مورد استقبال چند تن از نقاشان معاصر ایران نیز قرار گرفت . آنها با استفاده از شیوه آفرینش فضای این نقاشیها و یا گزینش برخی از عناصر موجود در این نقاشی سعی نمودند به آثار خود فضای ملی و سنتی بدهند . به عنوان نمونه می توان به «رحیم ناژفر» که نقاشی تحصیل کرده بود اشاره نمود . وی به شیوه نقاشان قهوه خانه ای به تصویر نمودن بعضی از موضوعات ، همچون «یک عکاس با دوربین عکاسی و سه پایه» یا «ابر و آسمان» یا عناصر طبیعت نمای دیگر ، فضای نقاشی قهوه خانه ای دور ساخته و به نقاشی های سوررئالیستی نزدیکتر می کرد (20 ) . به هر حال در مجموع در سال های 40 و 50 که موج «سنت گرایی» و توجه به ظواهر هنرهای سنتی در میان نقاشان ایرانی ظهور نمود ، توجه به نقاشی قهوه خانه ای نیز بیشتر شد . در دهه پنجاه که از چهره فراموشی شده نقاشی قهوه خانه ای تا حدودی غبار زدایی شد ، برخی از کلکسیونرها نیز به خرید و جمع آوری آنها توجه کردند اما ظاهراً طالبان اصلی این نوع نقاشی ، ایرانی ها نبوده و خارجیها ، به ویژه فرانسوی ها ، از مشتریان پر و پا قرص نقاشیهای قهوه خانه ای بودند (21) .

در حال حاظر تعداد هنرمندانی که به شیوه نقاشی قهوه خانه ای کار می کنند زیاد نیست و به قول حسین همدانی کمتر از 10 نفر در سراسر کشور هستند (22) . علت عمده از بین رفتن این نقاشی را گرایش جامعه هنری ایران به «مدرنیسم» و حمایت موسسات فرهنگی ـ هنری و مسئولین مربوطه از جریانات نوین هنری ، از بین رفتن شرایط سفارش کار برای منازل و اماکن عمومی ، عدم وجود مرکزی برای آموزش این رشته و در نتیجه عدم گسترش آن می دانند .

اگرچه در سالهای اخیر چندین بار صحبت از وارد کردن نقاشی قهوه خانه ای به عنوان یک رشته هنری در برخی از مدارس هنری شده بود اما هنوز برنامه ای جدی در این زمینه در دست نیست . از آثار نقاشان قهوه خانه ای ، جز تعدادی که در موزه هنرهای زیبا(موزه کاخ سعد آباد) ، موزه رضا عباسی و هنرهای معاصر تهران نگهداری می شوند ، چیز زیادی در دست نیست . علاوه بر خروج تعداد زیادی از این آثار به خارج از کشور ، کلکسیونرهای داخلی نیز تقریبا ناشناس هستند . نقاشان قهوه خانه ای ، اغلب در فقر زندگی می کردند و می مردند ، و آنها نیز که در قید حیات ماندند وضع خوبی نداشته و ندارند . هادی هدایت با اشاره به مصائبی که این نقاشان غالباً گمنام در طول زندگی خود کشیدند در این باره چنین می نویسد : « نقاشان قهوه خانه ای اینچنین راه خود را ادامه دادند ، لقمه نانی در گوشه قهوه خانه ها و حسینیه ها و زورخانه ها خوردند ، روزی به پیش آوردند ، نقشی کشیدند، رنگی بر دیوار نشاندند و بعد غریب و تنها در گوشه قهوه خانه ها مردند . آنچه از آنان یادگار ماند یا گذشت ایام به تاراج برد و یا به انحصار این و آن در آمد تنها این اواخر بود که رونق نقاشی قهوه خانه ای نام چند تن از آنان را به گوش طالبان هنر رساند (23) »

 

 

1-   کلانتری، منوچهر . « رزم و بزم شاهنامه در پرده های بازاری «قهوه خانه ای» . هنر و مردم . سال دوازدهم . شماره 134. آذر1353 .ص 2 تا 15 .

2-      کلانتری ، منوچهر . « رزم و بزم شاهنامه...............

3-      طاهری ، غلامعلی. «نقاشی قهوه خانه». هنر معاصر (دو ماهنامه هنرهای تجسمی).شماره1.مهر و  آبان ص 22 تا 27

4-      "Les peintres populaires de la legende",Lamaison de I'Iran, Paris(1977)

5-      «نقاشی قهوه خانه ای ، هنر رو به مرگ». رستاخیز.شماره37 . 24/3/1354.ص12

6-      «نقاشی قهوه خانه ای ، هنر رو به مرگ»...................

7-      Les peintres populaires de la legende",Lamaison de I'Iran, Paris(1977)

8-      کلانتری ، منوچهر . « رزم و بزم شاهنامه...............

9-      کلانتری ، منوچهر . « رزم و بزم شاهنامه...............

10-   کلانتری ، منوچهر . « رزم و بزم شاهنامه...............

11-   کلانتری ، منوچهر . « رزم و بزم شاهنامه...............

12-   نبوی ، ایرج . «نقاشی قهوه خانه ای»(پای صحبت ایرج نبوی).هنر و مردم.شماره138.فروردین1353.ص26تا31

13-   نبوی ، ایرج . «نقاشی قهوه خانه ای......................

14-   «نقاشی قهوه خانه ای ، هنر رو به مرگ»..............

15-  سیف ، هادی . «نقاشی قهوه خانه ای». ناشر سازمان میراث فرهنگی وزارت فرهنگ و آموزش عالی ، اداره کل موزه رضا عباسی .چاپ سوم.تهران.1369.

16-   «استاد حسن اسماعیل زاده ، نقاش صمیمی نقاشی های قهوه خانه ای». کیهان فرهنگی سال پنجم.شماره19.مرداد1367. ص64ـ65

17-  صادقی ، حبیب . «نقاشی قهوه خانه ای ، راوی حدیث عاشورا»(مصاحبه با حسن اسماعیل زاده). ادبستان .شماره 19.تیر1370.ص14و15

18-   «نقاشی عامیانه؛ اکرم خطیبی».رودکی شماره6.تیر1355.ص31

19-   «تلفیقی از سبک قدیم و جدی در نقاشی قهوه خانه ای» ؛ گفتگو با اکرم خطیبی. ادبستان20 مرداد 1370.ص52و53

20-   طاهری ، غلامعلی. «نقاشی قهوه خانه».............

21-   «نقاشی قهوه خانه ای ، هنر رو به مرگ»............

22-   حسین همدانی

23-   هدایت ، هادی.«همه تنهایی و تنهایی و تنهایی».فصل نامه هنر. شماره8. بهار و تابستان1364.ص108 تا 128